X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

  چاپ

تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 در ساعت 09:23


امروز باز میخوام از اینروزهام بنویسم . اینروزها خیلی روزهای خوبی برام نیست. هم جسمم خسته است هم روحم. آقای همسر بازم دارن بازی در میارن. حقیقتش قضیه از چند روز پیش شروع شده بود طبق معمول سر موضوعهای بی خود و بی اساس. روز جمعه هم که ماشین خراب شد و ایشون چون ماشین نداشتن زورشون میومد دو قدم راه تا سر کوچه برن و نون بخرن. خیلی تنبل تر از قبل شده. نمیدونم چطور باید این تنبلی رو کم کنم. شبی که والیبال پخش شده بود نذاشت تا نصفه شب بخوابم از بس به بازیکنا فحش و بد و بیراه گفت. خواستم برم اتاق خواب بخوابم ولی بخاطر بچه و گرمایی بودنش و اینکه کولر تو حال هست مجبور شدم تو حال بخوابم. دیروز برام اس ام اس فرمودن که بیا دیگه با هم حرف نزنیم و بخاطر بچه مسالمت آمیز فقط تو یه خونه باشیم. پیشرفت کردن ایشون آخه قبلا تا تقی به توقی می خورد می فرمودن بیا توافقی از هم جدا بشیم. حالا حتما صرف نداره جدا بشن پیشنهاد طلاق عاطفی فرمودن. منم از لجم گفتم کسی قرار نبود باهات حرف بزنه. بعد دوباره متلک فرمودن که مشتری دم مغازه است و دیر شده رفتنت مثل هر باری که دیر رفتم مغازه مجبور شدم بهش بگم جنابعالی از فردا ماشین رو نبر که من وسیله داشته باشم برم تا دیر نکنم. فرمودن میرم نزدیک محل کارم خونه می گیرم. که به ماشین تو احتیاجی نداشته باشم. الان زنگ میزنم به صابخونه میگم میخوام تخلیه کنم. تو ماشین رو بردار و رفت و آمد کن. تو جوابش گفتم اگه میخواستم رفت و آمد کنم کارم رو از دست نمی دادم که حالا جنابعالی به خاطر ده دقیقه این ور اون ور شدن ساعت باز کردن مغازه متلک بهم بپرونی. به نظر شما ایشون چند سالشه ؟ افکار و حرفاش مثل یه بچه شش ساله است. بهش میگم چک کولر رو فکرش رو بکن من پولی ندارم روش حساب کنی. می فرمایند کولر رو پس می دم ... واقعا برای خودم متاسفم که با چنین موجودی مجبور به ادامه زندگی هستم. خودم رو قانع می کنم و میگم اول بخاطر خدا و دوم بخاطر دخترنازم چاره ای جز تحمل ندارم. البته نمیگم علاقه ای بهش ندارم، دارم اما انقدر در حقم ظلم می کنه که اون علاقه رو تحت الشعاع قرار میده. انقدر هم خوش شانسه که دلم نمیاد اذیتش کنم صبح براش پیام فرستادم و گفتم با ماشین بردنت مشکلی ندارم فقط یکم درکم کن همین.
خدا عاقبتم رو به خیر کنه و صبرم رو زیاد کنه. شما دعام کنید.