چاپ

تاریخ : دوشنبه 29 شهریور 1395 در ساعت 12:52

 

 

بعد از مدتی ننوشتن از تلخی ها امروز میخوام از تلخ ترین اتفاقی که میتونه برای هرکسی اتفاق بیفته بنویسم. طلاق.  

متاسفانه تلاشهام برای بهبود زندگیم به نتیجه نرسید و من در حال اقدام برای طلاق توافقی هستم. 

چیزی که بیشتر این وسط آزارم میده خیانت همسرم هست در قبال همه ی تلاشها و ... من برای ادامه ی زندگی و بهتر شدن روند زندگی.  

دو سال قبل یکبار بهم گفت اگه یه زن صیغه ای بگیرم، تو ناراحت میشی؟  

نمی دونم توقع داشت چه جوابی بشنوه. مگه من چه چیزی براش کم گذاشتم که نباید از این کارش ناراحت بشم؟ من حتی در زمانی که بدترین شرایط رو داشتیم از نظر جنسی کم نذاشته بودم براش. و موضوع دیگه اینکه ایشون از پس هزینه های من و بچه بر نمیاد اونوقت چطور تو ذهنش همچین چیزی رو  میاره؟  این چه سوالیه؟  

فقط  گفتم به نظرت هیچ زنی هست که ناراحت نشه از این سوال؟ 

این مسئله رو بعدها گاهی  به شوخی مطرح می کرد تا اینکه سال گذشته  گوشیش رو داد بهم و گفت بیا این کانال روانشناسی خیلی مطالبش جالبه بخون. اونموقع من گوشی اندروید نداشتم. وقتی میخوندم دیدم عکس های مستهجن میاد رو صفحه اش و یه کانالی دیدم که پسرخاله اش همش عکسهای ... میفرسته و بهش میگه تو چرا نمی فرستی و فعال نیستی و .... 

گریه ام گرفته بود بی اختیار اشک می ریختم بهش  گفتم من یه کفش نمی تونم بخرم اونوقت تو رفتی 700 هزار تومن دادی گوشی خریدی که این کارها رو بکنی؟ گفت نه من کاری نکردم که این پسرخاله فلان فلان شده ام ول کن نیست. الان کانالش رو پاک می کنم. 

چند روز بعد دوباره گوشی رو آورد داد و گفت اون کاناله مطالب جدید گذاشته بگیر بخونش. من هم کنجکاو شدم ببینم واقعا پاک کرده کانال رو یا نه وقتی اون کانال روانشناسی رو خوندم رفتم تو مخاطبینش دیدم عکس یه زن هست وارد کانال گه شدم اصلا مطالب رو باور نمی کردم. از یه زنی خواسته بود عکس اندامش رو بفرسته براش و اون زن گفت نمی تونه به زبون بچه گونه نوشته بود: 

آخه من تپلی دوسی دالم اگه نفلستی گلیه می کنم .... 

 

وای داشتم دیوونه می شدم چطور ممکنه تو که هر روز زیارت عاشورا میخونی ..... قلبم داشت از جا در می اومد. وقتی بهش گفتم انکار کرد بعدش هم من رو زد طوریکه گوشم پاره شد و گوشوارم در اومد  

 

بقیه رو بعدا می نویسم فعلا یا حق