X
تبلیغات
زولا

  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 8 مهر 1393 در ساعت 11:07






سلام به دوستای گلم. امروز دیگه نمیخوام از تلخی بنویسم و به نظر یکی از خواننده های محترم احترام بذارم. هفته

قبل جناب همسر تشریف برده بودن شهرستان خودشون غروب که رفتم خونه دیدم یه گوشی برام خریده و عذرخواهی

میکنه که ببخشید مدل بالانیست. از کارش خوشحال شدم. تشکر کردم ازش و گفتم من که گوشیم هنوز کار میکنه.

حالا ظاهرش یکم ناجور شده مهم نیست. گفت نه دیگه حالا اینم گوشی خیلی مدل بالایی نیست گرون هم نخریدم. به

عشق تو خریدمش. خدا رو شکر. امیدوارم یه طور رفتار نکنم از این کارش پشیمون بشه. خلاصه اینروزها زندگی شیرین

است.

دیشب بهم گفت: عزیزم عشق بیشتر به  امام حسین (ع) و شوق کربلا رو تو در من ایجاد کردی . چیزی که تو به من دادی هیچ کسی نتونست بهم بده.

... با حسرت گفتم عوضش خودم از دست دادم. واقعا حس میکنم انقدر مشغول زندگی شدم که دیگه آرزوهام هم کمرنگ شدن.

ارباب من که این وسط کاره ای نیستم