چاپ

تاریخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 در ساعت 08:36

  

 

شوهرجان دیروز می گفت: با همه احترامی که برای زحماتت قائلم فکر میکنم من نفر اول زندگیت نیستم و خواست دیگران   

 

رو به خواست من ترجیح میدی.!!! نمی دونم واقعا نمیدونم چطور با همه از خودگذشتگی هام اینطور فکر میکنه. من حتی  

 

کوچکترین وقتی برای خودم اختصاص نمیدم همش در خدمت زندگی مشترکم هستم اما ایشون این حس رو داره. بهش  

 

گفتم با این طرز تفکرت خدا باید بهم خیلی رحم کنه و صبر بده. شما هم دعام کنید. قراره به زودی برم خدمت یکی از  

 

اساتید  روانشناسی تا ازش راهنمایی بگیرم. 

 

به نظرم حیفه روزهای گرانقیمت عمر آدم که به تلخی و سو تفاهم بگذره.   

 

خالق من در پی دلیلی است که ببخشد ما را , گاهی به بهانه یک دعا در حق دیگری ... شاید حالا فرصت خوبی برای مهیا شدن آن بهانه باشد... التماس دعا